بيان معنوي
 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۳۹:۱۵ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

مژده‌اي به:

علاقه‌مندان به تكامل فردي؛

مشتاقان كمال واقعي؛

جويندگان سعادت ابدي؛

سالكان وادي سير و سلوك؛

تشنگان معارف ناب اسلامي؛

خستگان صحراهاي حيرت؛

پيكاركنندگان با نفس امّاره؛

لطمه‌خوردگان از وساوس شيطان؛

محرومان از استاد اخلاق و عرفان؛

نرم‌افزار «رهبر معنوي»، نشر آثار تربيتي «حاج فردوسي» منتشر شد.

 

لينك دانلود از سايت:

https://goo.gl/kcyckh

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۴۶:۰۴ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

با منهاج فردوسيان چقدر آرام تر از قبل شده ام ...

انگار زماني نمانده تا ظهور حضرت مهدي (عج)


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۱ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۵:۱۵ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

با منهاج فردوسيان چقدر آرام تر از قبل شده ام ...

انگار زماني نمانده تا ظهور حضرت مهدي (عج)


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۱ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۳:۱۲ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

[عطف به نامه‌ي ۴۸۴] تشرف حاج علي بغدادي به محضر امام زمان (عليه‌السلام)، دليل بر متبرك بودن آب سقاخانه‌ي امام رضا (عليه‌السلام) است. /

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
در پاسخ به اين استدلال، چند نكته به عرض مي‌رسانم، اميد است موجب روشنگري گردد.

نكته‌ي اول: متن حكايت حاج علي بغدادي از مفاتيح الجنان به نقل از كتاب نجم الثاقب، چنين است: «… گفتم: اي آقاي من سؤال دارم. فرمود: «بپرس!». گفتم: در سال ۱۲۶۹ به زيارت حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) رفتم در قريه درّود (نيشابور) عربي از عرب‏هاي شروقيّه، كه از باديه‌نشينان طرف شرقي نجف اشرف‌اند را ملاقات كردم و او را مهمان نمودم. از او پرسيدم: ولايت حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) چگونه است؟ گفت: بهشت است، تا امروز پانزده روز است كه من از مال مولايم حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) مي‏خورم، نكير و منكر چه حق دارند در قبر نزد من بيايند و حال آن كه گوشت و خون من از طعام آن حضرت روئيده شده. آيا صحيح است؟ آيا علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) مي‏آيد و او را از دست منكر و نكير نجات مي‏دهد؟
فرمود: «آري والله‏! جدّ من ضامن است.»

نكته‌ي دوم: حكايات تشرف، در نزد اهل حديث، از اعتبار روايات برخوردار نيست، لذا واجب و حرام را روي حكايات تشرف بنا نمي‌گذارند ولي از باب قاعده‌ي تسامح در ادله‌ي سنن، برخي مستحباب و مكروهات را از اين حكايات استفاده كرده‌اند.

نكته‌ي سوم: قاعده‌ي عقلي داريم كه مي‌گويد: «اذا جاء الاحتمال، بطل الاستدلال» يعني هر گاه در مورد يك چيز، دو احتمال داده شود، استدلال كردن با آن درست نيست. در مورد حكايت حاج علي بغدادي، دو احتمال وجود دارد: يكي اين است كه چون آن شخص عرب، از غذاي ميهمان‌سراي حضرت خورده و به قول خودش گوشتش از پذيرايي آن حضرت است عذاب قبر ندارد و احتمال ديگر، اين است كه چون زائر آن حضرت بوده، حضرت به زيارتش در قبر خواهند آمد و عذاب قبر نخواهد داشت.
وقتي نتوان از خود متن، به نتيجه رسيد، نيازمند امارات خارجيه خواهيم بود. يعني بايد دليل خارج از متن بيايد و يك طرف را تقويت كرده و ما را از سرگرداني نجات دهد. در اين مثال، مي‌توان براي احتمال دوم، اجمالاً دليل روايت از خارج آورد ولي براي احتمال اول، بنده سراغ ندارم. اگر كسي دليل روايي بر احتمال اول سراغ دارد، بفرمايد تا بررسي سندي و متني كنيم. اگر واقعاً بتوان با روايات معتبر ديگر، اين احتمال را تقويت نمود، كه خوردن و آشاميدن از ميهمان‌خانه‌ي حضرت رضا (عليه‌السلام)، موجب نجات از عذاب قبر مي‌شود، به سمت آن خواهيم رفت و از احتمال دوم، دست بر مي‌داريم.
پس اكنون نياز به ارائه‌ي آيه يا روايت معتبر براي تقويت احتمال اول داريم، كه بتواند به روشني براي ما اثبات كند اگر كسي چند روزي از غذاي ميهمان‌سراي آن حضرت بخورد و بنوشد، عذاب قبر نخواهد داشت.
اين كه عرض كردم اجمالاً دليل روايي بر احتمال دوم داريم، به اين ملاحظه است كه در روايتي امام رضا (عليه‌السلام) فرمودند: «مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي أَتَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَهِ فِي ثَلَاثَهِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَايَرَتِ الْكتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِيزَانِ». (من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، جلد ۲، صفحه‌ي ۵۸۴، باب ثواب زياره النبي و الأئمه صلوات الله عليهم أجمعين)
ترجمه: هر كس مرا علي رغم دور بودن خانه‌ام زيارت كند، روز قيامت در سه جا به نزدش خواهم آمد تا او را از ترس‌هايش رها سازم؛ آن گاه كه نامه‌هاي اعمال به راست و چپ به پرواز درآيد و در نزد صراط و در نزد ميزان.

نكته‌ي چهارم: آنچه در متن سؤال و جواب حاج علي بغدادي آمده، اين است كه مي‌گويد: «نكير و منكر چه حق دارند در قبر نزد من بيايند و حال آن كه گوشت و خون من از طعام آن حضرت روئيده شده». اگر اين فرض را بپذيريم كه خوردن و آشاميدن از ميهمان‌سراي آن حضرت به قدري كه موجب روئيدن گوشت و خون شود، مايه‌ي نجات از عذاب قبر است و به همين مناسبت مستحب مي‌باشد، دلالتي بر استحباب نوشيدن از آب سقاخانه‌ي اسماعيل طلايي ندارد. چون با يك ليوان آب، گوشت و خوني ساخته نمي‌شود.
بله اگر در سؤال اين مي‌بود كه «من از سقاخانه‌ي حضرت رضا (عليه‌السلام) نوشيدم، پس نكير و منكر چه حقي دارند در قبر نزد من بيايند» مي‌توانستيم اين طرف را احتمال داده و به عنوان يك فرضيه بگيريم و حكم كنيم كه «رجاءاً» مي‌توان از آب سقاخانه به عنوان تبرك نوشيد، به اميد اين كه ما هم مثل آن عرب، مشمول عنايت خاصه‌ي حضرت رضا (عليه‌السلام) شده و عذاب قبر و نكير و منكر از ما برداشته شود. اما سخن در اين سؤال و جواب، پانزده روز پذيرايي است به نحوي كه گوشت و خون توليد شده است.

نتيجه‌گيري: بنده از اين حكايت، با چشم‌پوشي از تمام حواشي آن مانند ضعف سند و منبع، پي به استحباب نوشيدن از سقاخانه‌ي امام رضا (عليه‌السلام) نبردم ولي همچنان جاي بحث، باز است و كسي كه اعتراضي دارد، مي‌تواند مطرح سازد تا بررسي كنيم.

موفق باشيد
حاج فردوسي

منبع : http://emamzaman111.blogfa.com/post/5


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۰۵:۳۵ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

ما منهاجي‌ها حال خوبمان را مديون حاج فردوسي هستيم كه با صبر و حوصله به ما كمك كرد تا روز به روز كامل تر شويم.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۰۴:۳۹ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

[۲۶۴] محكم: «أَذَلِك خَيرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَهُ الزَّقُّومِ * إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَهً لِلظَّالِمِينَ * إِنَّهَا شَجَرَهٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الجَحِيمِ * طَلْعُهَا كأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّياطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَآكلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا البُطُونَ * ثُمَّ إِنَّ لَـهُم عَلَيهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ * ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَي الجَحِيمِ»۱
ترجمه: «آيا از نظر پذيرايي اين [بهشتي كه گفتيم] بهتر است‏ يا درخت زقوم؟! در حقيقت ما آن را براي ستمگران [مايه‌ي آزمايش و] عذابي گردانيديم. آن درختي است كه از قعر آتش سوزان مي‏رويد. ميوه‏اش گويي چون سرهاي شياطين است. پس [دوزخيان] حتماً از آن مي‏خورند و شكم‌ها را از آن پر مي‏كنند. سپس ايشان را بر سر آن آميخته‌اي از آب جوشان است. آنگاه بازگشتشان بي‏گمان به سوي دوزخ است».

********************

[۲۶۵] محكم: «إِنَّ الَّذِينَ يُضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللهِ لَـهُم عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الحِسَابِ»۲
ترجمه: «در حقيقت كساني كه از راه خدا به در مي‏روند به [سزاي] آنكه روز حساب را فراموش كرده‏اند عذابي سخت‏ خواهند داشت».

********************

[۲۶۶] محكم: «فَوَيلٌ لِلَّذِينَ كفَرُوا مِنَ النَّارِ»۳
ترجمه: «پس واي بر كساني كه كافر شده‏اند از [سختي آن] آتش [هولناك]»

********************

[۲۶۷] محكم: «هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ * جَهَنَّمَ يصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ المِهَادُ * هَذَا فَلْيذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ * وَآخَرُ مِن شَكلِهِ أَزْوَاجٌ * هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ * قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ القَرَارُ * قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ * وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَي رِجَالًا كنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الأَشْرَارِ * أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصَارُ * إِنَّ ذَلِك لَـحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ»۴
ترجمه: «اين است [حال بهشتيان] و [اما] براي طغيانگران واقعاً بد فرجامي است. به جهنم درمي‏آيند و چه بد آرامگاهي است. اين جوشاب و چركاب است بايد آن را بچشند. و از همين گونه انواع ديگر [عذابها]. اينها گروهي‏اند كه با شما به اجبار [در آتش] درمي‏آيند. بدا به حال آن‌‌ها زيرا آنان داخل آتش مي‏شوند. [به رؤساي خود] مي‏گويند: بلكه بر خود شما خوش مباد اين [عذاب] را. شما خود براي ما از پيش فراهم آورديد و چه بد قرارگاهي است. مي‏گويند: پروردگارا هر كس اين [عذاب] را از پيش براي ما فراهم آورده عذاب او را در آتش دو چندان كن. و مي‏گويند: ما را چه شده است كه مرداني را كه ما آنان را از [زمره‌ي] اشرار مي‏شمرديم، نمي‏بينيم؟! آيا آنان را [در دنيا] به ريشخند مي‏گرفتيم يا چشمها[ي ما] بر آن‌‌ها نمي‏افتد. اين مجادله‌ي اهل آتش قطعاً راست است».

********************

۱ . سوره‌ي صافات، آيات ۶۲ تا ۶۸.
۲ . سوره‌ي ص، آيه‌ي ۲۶.
۳ . سوره‌ي ص، آيه‌ي ۲۷.
۴ . سوره‌ي ص، آيات ۵۵ تا ۶۴.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۴:۰۰ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

سؤال: نامتناهي بودن خداي تعالي، اقتضا مي‌كند كه مراتب بهشت، نامتناهي باشد، در اين صورت، چگونه مي‌توان توجيه كرد كه «فردوس» آخرين درجه‌ي بهشت باشد؟ /
جواب: اين كه «خداي تعالي نامتناهي است»، يا اين كه «نامتناهي بودن خداي تعالي،‌ اقتضا مي‌كند كه بهشت نيز نامتناهي باشد»، يا اين كه «درجات تكامل انسان در عالم آخرت، نامتناهي است»، در تصريحات آيات و روايات معتبر نيامده است ولي در مقابل، در تصريح روايات داريم كه سقف يا فوق «فردوس»، عرش خداست، همچنين بالاترين، مرتفع‌‌ترين، بافضيلت‌ترين و نيكوترين درجه‌ي بهشت است. يا اين كه عرش بر فردوس قرار دارد و «فردوس» آقاي بهشت است. همچنين «فردوس» را ناف و قلّه‌ي بهشت معرفي كرده‌اند. و اين كه بعد از «فردوس»، بهشت و درجه‌اي نيست و چيزي بر آن برتري ندارد. نيز فرموده‌اند كه «فردوس» جايگاه استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و استادان معظم منهاج فردوسيان (عليهم‌السلام) است و نهرهاي چهارگانه‌ي بهشت، از «فردوس» سرچشمه مي‌گيرد و خداي تعالي، «فردوس» را با دست [قدرت خاصه‌ي] خودش بنا نموده است. پس با اين حساب، نمي‌توان تصريحات را رها كرده و به توهمات و تخيلات فيل‌سوفانه روي آورد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۳:۳۰ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

سؤال: چرا در «منهاج فردوسيان» به بيان «راه» مي‌پردازيد، ولي «بيراهه» را معرفي نمي‌كنيد؟ /
جواب: اين سؤال، دو جواب دارد؛
جواب حلّي (يعني اشكال را مي‌پذيريم و جواب مي‌دهيم): آنچه در منهاج فردوسيان، به رهروان راه كمال و سعادت آموزش داده مي‌شود، رسيدن است نه رهيدن. به اين معني كه صاحبان اراده‌هاي قوي و انگيزه‌هاي بالا، براي رسيدن به بالاترين درجات، قدم در منهاج فردوسيان مي‌گذارند. اينان قبل از ورود به منهاج فردوسيان، از بيراهه‌ها رهيده و به راه، رسيده‌اند. ورود به منهاج فردوسيان، بعد از عبور از پنج حجاب سخت و غليظ امكان دارد. كساني كه از اين حجاب‌ها رهيده باشند، مي‌توانند به اين برنامه‌ي تربيتي، تشرّف حاصل نمايند.
جواب نقضي (يعني اشكال را نمي‌پذيريم تا بخواهيم جواب بدهيم): معرفي راه، همواره همراه با نشان دادن بيراهه است. هر گاه «راه» با تأكيد به رهرو راه كمال، معرفي مي‌شود، در باطن خود، نفي هر گونه «بيراهه» را نيز دارد. وقتي منهاجي، به قواعد نظري منهاج فردوسيان، معتقد مي‌شود، به ناچار، از اعتقاد به غير آن ـ كه بيراهه است ـ دور مي‌شود. وقتي منهاجي، قوانين عملي منهاج فردوسيان را مراعات مي‌كند، به صورت قهري، از انجام ضد آن ـ كه بيراهه است ـ فاصله مي‌گيرد.
پس با اين حساب، پرهيز دادن از «بيراهه»، در بطنِ معرفيِ «راه» صورت مي‌گيرد و نيازي نيست به صورت مجزا، به بيان «بيراهه» پرداخته شود.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۳:۰۹ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]

مقدمه:
نوعي از تشيع، در جامعه‌ي امروز ما به عنوان دين رسمي پذيرفته شده كه بخش‌هايي از قواعد نظري و قوانين عملي آن، در هيچ كتاب و سندي نوشته نشده و مستند به هيچ سند معتبري از وحي نيست، ولي به شدت در عمل، ‌مراعات ‌مي‌شود و بدنه‌ي اصلي فرهنگي دينداري عوام شيعه‌ي امروز را تشكيل مي‌دهد، اين نوع از تشيع را «تشيع نانوشته» مي‌ناميم.
چون اين ديدگاه‌ها و اعمال، در نزد تقريباً عموم شيعيان ايران رايج است، از آن به «تشيع» ياد مي‌كنيم ولي در حقيقت، اينها تشيع ناب و خالص نيست. و از آن جهت به آن «نانوشته» مي‌گوييم كه عمده‌ي آن، حتي در جايي نوشته نشده و فقط به صورت سينه به سينه از نسلي به نسل بعد منتقل مي‌گردد، يا به صورت موجي توسط رسانه‌هاي جمعي (تلويزيون،‌ راديو، اينترنت و روزنامه) به قالب عملي ديني جلوه‌گر ‌مي‌شود.
البته بايد توجه داشت كه اين ديدگاه‌ها و آداب عملي، از مواردي انتخاب شده كه عموميت دارد و قسمت زيادي از ديدگاه‌ها و آداب و رسوم شيعيان در نقاط مختلف ايران، در آن نيامده است.
همچنين لازم به ذكر است كه اين ديدگاه‌ها و آداب، مربوط به شيعيان ايران است و اگر ديدگاه‌ها و آداب ساير شيعيان مانند شيعيان عراق، عربستان، هند و پاكستان مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد، عجايب و غرايب بسيار ديگري بر اين مجموعه افزوده مي‌شود.
و نيز بايد توجه داشت كه اين ديدگاه‌ها و آداب و رسوم، مربوط به زمان حال است و از آنچه در گذشته، رايج بوده و اكنون مورد توجه نيست، چشم‌پوشي شده است. اميدواريم روزي بيايد كه موارد ياد شده در ذيل، با موارد منهاجي آن، جايگزين گردد.
در ادامه، نمونه‌هايي از تفاوت «تشيع نانوشته» به همراه مقايسه‌اش با ديدگاه‌ها و اعمال توصيه‌شده در «منهاج فردوسيان» را بيان مي‌كنيم تا تفاوت اين دو نوع از تشيع، بهتر آشكار شود. البته لازم به ذكر است كه بعضي از اين ديدگاه‌ها و رفتارها، دين نيست بلكه «آئين» است يعني به عنوان تشيع بدان پرداخته نمي‌شود ولي در حد دستورات ديني، محترم شمرده ‌مي‌شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي زنان:
۱۱. در تشيع نانوشته معتقدند حضور زنان در مسجد و نمازهاي جمعه و جماعت، مستحب است.
در منهاج فردوسيان معتقدند بهترين مسجد زن، خانه‌ي اوست و نماز جمعه و جماعت را براي زن، مستحب نمي‌دانند.
۱۲. در تشيع نانوشته معتقدند حضور زنان در تشييع جنازه، مستحب است.
در منهاج فردوسيان معتقدند حضور زنان در تشييع جنازه، نهي شده است.
۱۳. در تشيع نانوشته معتقدند هر گاه براي زن حامله، دعاي شش قفل نوشته شود، فرزندش مي‌ماند و سقط نمي‌شود.
در منهاج فردوسيان معتقدند توصيه‌اي به چنين دعايي با چنين خاصيتي نشده است.
۱۴. در تشيع نانوشته معتقدند نقاب زدن براي زنان، مستحب است.
در منهاج فردوسيان معتقدند حفظ حجاب براي بانوان، ضروري است ولي توصيه‌اي به نقاب زدن آنان نشده است.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۲:۵۱ ] [ كريم رضا زاده ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 313
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب